وبلاگicon
✿ شگفت انگيز ✿ سخنان حکیمانه *Wonderful☆

✿ شگفت انگيز ✿ سخنان حکیمانه *Wonderful☆
ღღ هــــــوای حوصله ابـــــریست  ღღ ☆ باور كردني نيست اما حقيقت دارد ! وب شگفت انگیز اتفاقی نیست ..☆ 
قالب وبلاگ
مطالب جالب و خواندنی

غم انگیز وبلاگ دومم

شگفت انگیز اتفاقی نیست

خوراك و تنقلات شهرستان دهلران و روستاي بيشه دراز

1-7- انواع غذاهاي محلي:

انواع غذاهاي محلي در روستا بيشه‌دراز شامل: شله- قله- برنج و خورشت عشاير منطقه نيز غذاهايي مثل- ماسوه- آرد آب، شير برنج – مكَش (makas) همان كته مي‌باشد درست مي‌كنند.

2-7- انواع شيريني‌ها و حلواها:

اهالي روستا با كره محلي و اضافه كردن آرد و شكر حلوا درست مي‌كنند و با شير، زرده تخم مرغ- آرد و احياناً با ديگر افزودني‌ها كيك و شيريني درست مي‌كنند. كلوچه و برساق نيز در اين منطقه جزء شيرينيها محسوب مي‌شود در مراسم عزاداري اهالي روستا براي از دست رفتگان حلوا و خرما در بين روستا پخش مي‌كنند.

3-7- انواع نوشيدني‌ها:

از دوغ- شير- چايي و ساير پودرهاي خوراكي براي نوشيدن استفاده مي‌كنند.

4-7- مرباها:

زنان روستايي بيشه‌دراز با فراهم كردن، هويج- سيب- توت فرنگي، به، آلبالو مربا تهيه مي‌كنند و مورد استفاده قرار مي‌دهند.

مثلاً براي درست كردن مرباي هويج ابتدا هويج را تهيه كرده و سپس هويج‌ها را تميز شسته و بعد از شستن آنها را رنده كرده و در قابلمه ريخته و بدان آب و شكر اضافه مي‌نماييم بعد از چند ساعت كه هويج پخته و آب و شكر مربا نيز قوام يافته آن را از روي گاز برداشته تا دماي مربا پايين بيايد سپس آن را داخل يخچال مي‌گذاريم و بعد از مدتي آن را ميل مي‌نماييم در ضمن براي طعم پيدا كردن مربا در زمان طبخ، بدان هل نيز اضافه مي‌كنيم.

5-7- انواع ترشي‌ها:

ترشيها هم همينطور با كلم، هويج، خيار، سير و سركه و مخلوط كردن با هم ترشي درست مي‌كنند.

مثلاً شيوه درست كردن ترشي مخلوط:

ابتدا وسايل لازم براي تهيه ترشي مخلوط را فراهم مي‌كنيم اين وسايل شامل گل كلم، كلم پيچ هويج، سيب‌زميني ترشي، موسير، كرفس، خيار، و سبزيهاي معطر مي‌باشد براي تهيه ترشي مخلوط لازم است مواد تشكيل دهند ترشي را كاملا ريز نموده و به وسيله سركه و سبزيهاي معطر مخلوط مي‌نماييم يك نكته در مورد ترشي مخلوط اين است كه اين نوع ترشي حدوداً بعد از 7 تا 10 روز جا مي‌افتد.

6-7- تنقلات:

آنچه در دكانهاي روستا وجود دارد چه محلي و جديد و بيشتر اين تنقلات شامل كُنار و ذرت مي‌باشد كه اهالي روستا با خوردن آنها سرگرم مي‌شوند.

7-7- انواع نان:

اين نانها شامل: نان ساجي- نان تنوري- نان كنجدي و نان گرده مي‌باشد

8-7- انواع چاشني‌ها:

از آبليموه، آبغوره- كنجد، مواد شيريني و زرده تخم مرغ بعنوان چاشني استفاده مي‌كنند و در كنار غذا يا در داخل غذا اضافه مي‌كنند تا غذا خوشبو شود.

9-7-انواع پيش غذاها و خوارك‌هايي كه با غذا خورده مي‌شوند:

- انواع سبزيجات- پياز- دوغ و نوشابه

روستاييان معتقدند كه قبل از خوردن غذا بايد ابتدا سالاد ميل كنند تا معده آماده هضم بهتر غذا شود.

10-7- فنون و شيوه‌هاي نگهداري مواد غذايي:

معمولاً عشاير مواد غذايي را در زير مشك پر از آب قرار مي‌دهند و در روستا اين مواد غذايي را در يخچال نگهداري مي‌كنند.

11-7- خوراك نوازد:

شير مادر، آب برنج- سوپ و... خوراك نوزاد مي باشد.

اين روستاييان به نوزادان خود كه به 4 ماه رسيده‌اند آب برنج مي‌دادند و بعد از گذشت 6 ماه ديگر از همان غذايي كه خود مصرف مي‌كردند به نوزادان مي‌دادند.

12-7 غذاهاي ضد هضم يا با هم نمي‌سازند:

غذاهايي مانند ماهي و ماست كه باعث حساسيت مي‌شود از خوردن خربزه و عسل با هم نيز خودداري مي‌كردند.

و براي هضم غذا از نوشيدني‌هايي مانند چاي، آبليمو و نوشابه‌ استفاده مي‌كردند.

13-7 مناسبت‌هاي پخت:

معمولاً در مناسبت‌هاي عروسي، عزاداري- محرم- برگشت حجاج- از آب گوشت و برنج استفاده مي‌كنند.

14-7 چگونگي آرد كردن گندم و برنج:

گندم را در آسياب آرد مي‌كنند ولي برنج را در چاله مي‌كوبند و بعد از آنكه سبوس آن گرفته شد به مرحله پخت و پز قرار مي‌دهند.

15-7 فنون و شيوه وسايل پخت:

معمولاً از ديگ بزرگ و يا احياناً از جنس استيل همراه با ماهي تابه- كفگير، ملاغه- قاشق و از هيزم براي روشن كردن يا اجاق گاز استفاده مي‌شود.

16-7 سفره آرايي:

معمولاً زماني كه غذا طبخ شد سفره پهن مي‌كنند و چند تكه نان و غذا در دسترس آماده و بشقاب‌ها را مي‌چينند و در كنار سفره آب- دوغ- سبزي قرار مي‌دهند و نوش‌جان مي‌كنند.

17-7 سفره‌هاي نذري:

به سفره‌اي گفته مي‌شود كه شخصي كه نذر كرده و مشكلش حل شود گوسفندي را قرباني و ذبح كرده و به مردم غذا مي‌دهد مانند سفره نذر حضرت زهرا(س) سفره حضرت ابوالفضل.

18-7 وعده‌هاي غذا خوردن:

در اين روستا 3 وعده غذا مي‌خورند در ميان روز نيز برخي از روستاييان غذا‌هايي مصرف مي‌كنند مانند نان و پنير، سبزي- هندوانه و پنير.

19-7 تقسيم كار در مورد تهيه غذا:

معمولاً مردان روستا مواد اوليه غذا را فراهم مي‌كنند و اين زنان هستند كه غذا را آماده مي‌كنند و به نزد همسران خود مي‌برند و در كنار فرزندانشان با شور و شوق و نشاط غذا را ميل مي‌كنند.

ادبيات شفاهي:

1-9- ادبيات داستاني:

بعضي‌ها ادبيات را در قالب داستان مي‌سرايند كه آنهم جايگاه خودش را داراست.

2-9- داستانها عاميانه:

مردم روزانه در بين صحبتها و سخنانشان مكالمه مي‌كنند كه به نظر مي‌رسد به صورت داستان‌سرايي نشان مي‌دهند مردم روستاي بيشه‌دراز براي فرزندان خود داستانهايي را كه قبلاً شنيده‌اند و در بين عموم مردم رايج است را براي فرزندان خود تعريف مي‌كنند و آنها نيز لذت مي‌برند از جمله داستانهاي عاميانه مي‌توان به داستان ماجراي خرس و دخترك روستايي نام برد.

يكي بود يكي نبود در زمانهاي قديم در روستايي خوش آب و هوا مردم به خوبي و خوشي زندگي مي‌كردند در اين روستا اربابي بود كه زمينهاي فراواني داشت و مردم نيز بر روي زمينهاي او كار مي‌كردند و به عنوان رعيت بر زمين ارباب زندگي مي‌كردند. روزي از روزها ارباب موقعي كه داشت حقوق كارگران را مي‌داد ناگهان چشمش به دختري زيبا روي افتاد و تصميم گرفت او را به عنوان همسري انتخاب كند پس به خواستگاري او رفت و آن دختر با كمال ميل پذيرفت ارباب تصميم گرفت كه يك هفته مراسم عروسي داشته باشد و هر شب به مردم روستا شام دهد پس از گذشت دو روز از اين مراسم طبق سنت آن روستا بايد دختر جوان به همراه خدمتگزاران ارباب براي جمع‌آوري چوب به جنگل مي‌رفت و به جمع‌آوري چوب مي‌پرداختند خدمتگذاران در حال قطع كردن درختان بودند و عروس خانم جوان نيز چوب‌ها را جمع مي‌كرد در آن نزديكي خرس بزرگ سياهي خوابيده بود كه بر‌اثر قطع درختان و سر و صدا بيدار شد و از شدت عصبانيت به هيزم شكن‌ها حمله‌ور شد و همه آن خدمتگذاران و هيزم شكن‌ها را در يك چشم به هم زدن از بين برد و موقعي كه به طرف دخترك جوان به قصد جان او رفت ناگهان دختر از شدت ترس بيهوش شد و به زمين افتاد در اين موقع خرس با دندانهايش لباس دختر جوان را گرفت و او را به داخل غارش برد مأموران ارباب موقعي كه ديدند كليه خدمتگزاران و هيزم شكن‌ها مرده‌اند خبر را به ارباب رساندند و ارباب در صدد پيدا كردن دختر زيبا رو هفته‌ها به دنبال او در جنگل به جستجو پرداختند اما انگار دختر آب شده بود و رفته بود زير زمين ولي دخترك در غار خرس زنداني بود و خرس هر روز از غار خود بيرون مي‌رفت و يك سنگ بزرگ را در دهانه غار مي‌گذاشت تا دخترك فرار نكند و هر روز براي او ميوه، سبزيجات جنگلي مي‌آورد تا دخترك بخورد و از بين نرود همان گونه كه‌ي مي‌دانيد خرس طبق افسانه‌هاي كهن در ابتداي يك آدم شهوت ران و شهوت پرست بوده و به همين خاطر خداوند براي درس عبرت ديگران او را به صورت يك خرس در آورده است و چون دخترك بسيار زيبا و جذاب بود هر وقت كه چشم خرس به او مي‌افتاد ميل و غريزة شهوانيش به اوج مي‌رسيد و به او تجاوز مي‌كرد. دخترك بيچاره در آرزوي اين بود كه از دست خرس سياه روزي آزاد شود. بعد از گذشت مدتي چوپاني با گله‌هايش از آنجا مي‌گذشت و به چرانيدن گله‌اش مشغول بود كه يك بزغاله شيطون از گله فاصله گرفت بود و در نزديكي دهانه غار در حال خوردن علف بود كه دختر متوجه بزغاله شد و ناگهان به فكرش افتاد و از داخل غار مقداري علف چيد و با دستش از شكاف غار علف‌ها را بيرون مي‌آورد و بزغاله با هوش آمد تا علف‌ها را بخورد كه ناگهان دخترك گوش بز را گرفت و بزغاله شروع به بع‌بع كردن كرد كه ناگهان چوپان متوجه او شد و به خود گفت كه نكند جن، پري يا موجودي عجيب باشد قصد فرار داشت كه ناگهان دخترك گفت من عروس ارباب هستم و داستان ربوده شدنش توسط خرس را شرح داد و به چوپان گفت برود و به هفت برادرش خبر پيدا شدن او را بگويد چوپان سريع‌ رفت و برادران دختر را صدا كرد و برادران دخترك به نزديك غار رفتند تا دختر را نجات دهند اما هرچه زور خود را زدند نتوانستند سنگ را از دهانه غار كنار بكشند پس تصميم گرفتند موقعي كه خرس آمد و سنگ را از جايش تكان داد او را بكشند در اين موقع بود كه خرس سياه و بزرگ به نزديكي در غار آمد و هفت برادر در كمين خرس ماندند خرس موقعي كه سنگ را از دهانه غارش بيرون كشيد هفت برادر با تير‌اندازي به خرس‌جان او را گرفتند و خواهرشان را نجات دادند بعد از چند روز ارباب دخترك جوان را دوباره به ازدواج خود در آورد و بعد از گذشت چند ماه دختر باردار شد و پس از مدتي موقعي كه ماما بچه ارباب را به دنيا آورد همه حاضران تعجب كردند! زيرا فرزندي كه به دنيا آمده بود پوشيده از مو بود و به قول شاهدان آن روز فرزند پسري بود كه نيمي‌خرس و نيمي ديگر انسان بود. و طايفه‌اي در آن روستا به وجود آمد كه به طايفه خرسي معروف شد و در بين عموم مردم به صورت داستاني واقعي رواج پيدا كرد و به عنوان داستاني عاميانه در بين روستاييان رايج است.

3-9- افسانه‌هاي پيدايش:

بعضي از بزرگان روستا معتقدند كه در زمانهاي گذشته جد و اجدادشان براي آنان در مورد ظهور پيدايش افسانه‌ها را تشريح كرده‌اند و در بطن موارد شبيه به واقعيت بوده است و امروزه در روستا به صورتي نقل و قول مي‌شود.

4-9- قصه‌ها:

قصه‌ها هم از زمانهاي قديم در بين اين مردم رايج بوده و هميشه قصه‌ها را در قالب داستان و شعر  طنز بيان مي‌كردند. از جمله اين قصه مي‌توان به قصه شايد اين چنين شود اشاره كرد.

در زمانهاي قديم مرد و زني در كنار هم زندگي مي‌كردند روزي از روزها موقعي كه زن براي شوهرش غذايي آماده مي‌كرد شخصي به در خانه آنها زد. زن در را باز كرد موقعي كه در باز شد گدايي دم در بود و به زن گفت اين چند روز است كه غذايي نخورده‌ام خواهش مي‌كنم به من آب و غذايي بدهيد ناگهان صاحبخانه پيش در آمد و گفت چيزي در خانه نيست برو خدا روزيت را جايي ديگر بدهد. گدا با ناراحتي در خانه آنها را ترك كرد. در خانه آن زن  مرد بعد از آن روز خير و بركت از بين رفت و بين زوجين اختلاف رخ داد و بعد از گذشت چند روز از هم جدا شدند آن زن مرد ديگري اختيار كرد  از قضا آن زن و شوهر جديدش روزي از روز‌ها كه زن براي شوهرش غذايي آماده مي‌كرد شخصي به در خانه آنها زد و گفت گرسنه‌ام چند روزي است كه چيزي نخورده‌ام موقعي كه شوهر آن زن گدا را ديد به زن خود گفت تمام غذا و مرغ طبخ شده را به گدا دهد چون آن چند روزي است كه غذا نخورده گدا از آنها تشكر كرد و رفت بعد از رفتن گدا شوهر زن متوجه شد كه زنش دارد گريه مي‌كند علت را پرسيد زن به او گفت آن گدا شوهر قبلي‌ام بود و داستان بي‌احترامي به گدا و از بين رفتن خير و بركت خانه سابقش را به او گفت در اين هنگام شوهرش به او گفت: به خدا قسم آن گداي قبلي كه شوهرت او را از خانه راند من بودم و هر دو از اين دنياي كوچك شگفت‌زده شدند.

5-9- ادبيات غير داستاني:

ادبيات غير داستاني به صورت بيان ساده ولي آميخته با قصه گفته مي‌شود و آنهم در جايگاه خود طرفداراني دارد.

6-9- ترانه‌هاي مردمي:

ترانه‌هاي مردمي روستا در قديم با شيوه‌هاي خاص و مناسب سروده مي‌شد همراه با هلهله و كف‌زدن ترانه مي‌خواندند و جشن مي‌گرفتند و شادي خود را ابراز مي‌كردند ولي الان بوسيله نوار و آلات موسيقي و يا احياناً با دعوت از گروهها و سرود خوان اين كار را انجام مي‌دهند.

7-9- ترانه‌ها:

مال ئراچه مه گه نج ئراكيمه

Malara cherna ganej are kima

(مال و دارايي براي چه اندوخته كرده‌ام)

مگه‌رنيه زاني دنيا مردنه

Magar nazani denya merdena

(مگر نمي‌داني دنيا مردن است)

سي‌كه س وه دنيا شه وان نه‌يري خه‌و

Cikas va donya shavan neyri khaov.

(سه چيز در اين دنيا شب خواب ندارد)

ئه وه‌ل كوور كوره‌ك دوم ناله‌ي ئاو، سيم ئه و كه سه دووس بونيگ وه خه‌و

Aual koovar koorak, Dovom Naleye Avoal siom Ava kasa doos booing va khov.

(اول جغد دوم صداي آب سوم كسي كه در فكر يار مي‌با‌شد)

زلف شو و رومل به رز چو خسي كووسم

                                                نه دل خوه‌شيم ده‌ي نه بو دوه دوسم.

Zolfe shore mel Berex Choo khasikoosem.

Nadel khoshiem Na boordoe doosem.

با موهاي بلندت مرا به دام انداختي، نه به من اميد مي‌دهي نه با من دوست مي‌شوي.

نه ي توانم بروه‌ي ماله‌ وه

                                      وه‌ي ده خيلدم وه‌ي ده خاله وه

Ney tavanem bar vey malevey.

Vay dakhilidem vey dekhaledem.

نمي‌توانم به اين منزل برسم. پناه مي‌برم و از تو كمك مي‌خواهم

يا به وبكوشه‌م يا ما چي به‌ي پيم

                                     پاوه ز ولفه گه دسي چواري به‌ي ليم

كه فتم وه شووتت وه مه چووسه چوم

Ya beve bekooshem ya machi bia pim.

Ya va Zolfagad ci choari bialim.

Kaftem va shoonet va macho machoo.

يا مرا بكش يا يك بوس به من بده. يا با موهاي پريشان سه چهار ضربه به من بزن دنبالت افتادم التماس كردم كه نروي.

باران بارانه گل ريزه ريزه                قول وهار داي اريه خو پاييز

Baran baran gol riaa rize

Gul vahar day ar xupaiyza

وقتي باران مي‌بارد گل كوچك باز مي‌شود به من قول آمدنت در بهار داده بودي ولي حالا پاييز است و هنوز نيامدي.

8-9- متل‌ها:

متل‌ها بر سبك سنتي است و بعضي مواقع در شب عده‌اي پيش هم مي‌نشينند و از گذشته و اتفاقاتي كه رخ داده به صورت مثل مطرح مي‌كنند و بينندگان و شنوندگان زيادي هم دارد.

9-9- چيستانها:

در ميان روستاييان بيشه‌دراز چيستانهاي بسياري وجود دارد و بيشتر هنگام شب نشيني‌ها از همديگر مي‌پرسند و به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

نه ئاسمان- نه رسمان، قنجگي گووشت زه‌مين سمان

Na Aseman Na Risman, ghengegi goosht Zamin sheman.

در آسمان و در ريسمان ذره‌اي گوشت زمين را سوراخ كرد

جواب: موش

چل سه‌رباز مل باريك له ئتاقي ته نگ تاريك

Chel sarbaz mel Barik La ftaghi tango tarik.

چهل سرباز گردن كوچك در اتاق تاريك و تنگ

جواب: چوب كبريت

سي برايه‌ي كلاووديرن

Ci bera ye koolah diren.

سه برادر يك كلاه دارند.

جواب: سياه چادر

چهل قوطي له‌يه‌ي قوطي

Chel ghooti la ya ghooti

چهل قوطي در داخل يك قوطي

جواب: پياز

مشتي ذرات وره دام له ولات

Meshti zarat var demela velat.

مشتي ذرت در عالم پخش كردم

جواب: ستاره

له كوه بخه‌ره‌ي ئه و خووار نيه شكيك

La kooh bekharey khoar, ney shkak.

از كوه پايين بيندازش نمي‌شكند

جواب: كاغذ


10- 9- ضرب‌المثل‌ها:

در همه روستا‌ها ضرب المثل‌ها همچنان پا برخاست

خودا كوه‌ي خوه‌ي نايسگو وه فرنه يگ ئه و باني

Khooda kooye khooye naysego vafr nayg va bahey.

خداوند كوه خود را مي‌شناسد و برف بر آن مي بارد

«در مورد اينكه خداوند عالم است كه چه كارهايي را به صلاح و حكمت خود انجام دهد)

ئه گارت دز بوي تيه ريك شه و فره‌س

Agrt dozd booy, tirika shaor feras.

اگر دزد باشيد شب تاريك زياد است

(اگر شما قصد انجام كاري داشته باشيد فرصت زياد است)

كورئه و باوگي كه يگ

Korva baougey kiyeg.

پسر به پدر شباهت دارد

(شباهت و توانايي پسر و پدر در انجام كارها)

كار ئمروئه و سوو نه خه

Kare emroo va soo Nakha.

كار امروز به فردا مينداز

(منظور سر وقت انجام دادن كارهاست)

قورئان بايد هه رد روي بخوه ني

Ghooran bayed har do Rooy bekhovni.

در قرآن بايد هر دو صفحه خوانده شود

(منظور قضاوت يكسان و درست ميان دو نفر است)

چوو خودا ده نگ نه يريگ

Choo khod dang Neyrig.

چوب خدا صدا ندارد.

(خداوند در جايي كه انسانها خبر ندارند انتقام مي‌گيرد)

ده س ديوو ده م نه‌ي

Das dio Damney.

دست آن را ديد و دهان آنرا نديد.

(در مورد كم بودن يك چيز است)

11- 9-  كنايه و اشاره:

كنايه و اشاره هم جزء رسم و رسومات گذشتگان اين روستا بوده است مثلاً مي‌گويند برو كار كن مگو چيست كار، كه سرمايه جاوداني است كار

خدا خر ديه شاخ ونا كه (كسي كه جنبه ندارد

Koda kordya sak venaga.

خدا خر را ديده بهش شاخ نداده

ارتو يه مني من صد منم (افراد مغرور)

Arto ye many me sad manem

اگر تو اينقدر ادعا مي‌كني من صد برابر تو ادعا دارم

12-9- متلك‌ها:

كلاغ به كلاغ مي‌گويد رويست سياه.

ما ليل گرديم و گشتد كيه منگه‌وه پشتوا

Maleuyl gardim va gestu yake manega va pestuua

به كسي كه زياد مي‌گردد و هيچ وقت در خانه نيست مي‌گويند.

13-9- نفرين‌ها و دعاها:

نفرين ما مثلاً مي‌گويند:

گپ‌نوي                                               Gap Navi

نابود بويي                                             Nabood booy

مرض بگري                                          Maraz begeri                         

بچه آه خوش نويني                                 Bache Ay Kosh Nooyhi

مِِلت بشكه                                            Melet beske


دعاها:

عمرت زياد- بدنويني- عاقبت به خير باشي

دَست و دس اوليا                           Daset va dese aulya

14- 9 سوگندها:

در روستاي بيشه دراز به امام زاده‌هاي نزديك روستا قسم مي‌خورند

به ابراهيم قتال- به شهرمير- بخدا- به علي

15-9- تعارف‌ها

بفرما- صفا آوردي- بچيم مال                              Bechima mal

پا وه نام چممان ناينه                                Pava name chaman Nayna

خوش هاتي                                           Khovsh hati


موضوعات مرتبط در وب شگفت انگیز: آشنايي با شهرستان دهلران
برچسب‌ها: دهلران, بچه های دهلران, شهر دهلران, آداب و رسوم مردم شهر دهلران
[ ] [ ] [ ... ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وب شگفت انگیز

           
      ( الله نور السماوات و الأرض )

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

جنگل به سلطانش مینازه...
بلاگفا هم به شگفت انگیز

✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿✿

وَ إِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ
 
بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُــوا الـــذِّكْرَ

وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ وَمَا       

هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

سلام دوست عزیز ممنون که این وبلاگ رو برای دیدن انتخاب کردید .
به شما خیر مقدم می گویم .
-------------------------------------------
پیشنهاد دوستانه :
به جای اینکه وقت خود را برای خواندن و دیدن چندین وبلاگ جدید هدر دهید موضوعات و مطالب وب شگفت انگیز را چندین بار بخوانید !!!

ღღღღღღღღღღღღ

یادمان باشد اگر گل چیدیم،
عطر و  برگ و  گل و  خار،
همه همسایه دیوار به دیوار همند..
-------------------------------------------
شعار وب شگفت انگیز :

من مسئول آنچه هستم ، که می گویم؟
نه آنچه که شما برداشت می کنید!!!

شگفت انگیز اتفاقی نیست .....

++++۞۞۞۞۞۞++++++


گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دلاویز تو مستم
بگفتا من گلی ناچیز بودم
ولیکن مدتی با گل نشستم
کمال همنشین در من اثر کرد
و گرنه من همان خاکم که هستم

۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

آدما دو دسته هستن
اونایی که در جواب ِ “پاشو بریم” میگن کجا؟ و اونایی که میگن بریم. . .


۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞۞

بازدیدکنندگان عزیز لطفاً از مطالب پیشین ما دیدن کنید
در ضمن  موضوعات وب  رو هم از دست ندید!!
و برای بهتر شدن وبلاگ شگفت انگیز
نظر فراموش نشه ............ ؟

___████__████_███
__███____████__███
__███_███___██__██
__███__███████___███
___███_████████_████
███_██_███████__████
_███_____████__████
__██████_____█████
___███████__█████
______████ _██
______________██
_______________█
_████_________█
__█████_______█
___████________█
____█████______█
_________█______█
_____███_█_█__█
____█████__█_█
___██████___█_____█████
____████____█___███_█████
_____██____█__██____██████
______█___█_██_______████
_________███__________██
_________██____________█
_________█
________█
________█
موضوعات

 شگفت انگیز وبلاگ اصلیم

امکانات وب شگفت انگیز



جستجو در وب شگفت انگیز
بک لینک